معانی کلمه : پیا
لغت نامه دهخدا
پیا. (اِخ ) (فلیکس ) نویسنده ٔ درام و سیاستمدار فرانسوی . مولد ویرزُن (1810 - 1889 م .).
فرهنگ معین
(ص . اِ. ) ۱ - مرد کامل . ۲ - باارج ، ارزنده . ۳ - متمول ، صاحب اعتبار.
فرهنگ فارسی
مرد
( صفت اسم ) ۱- مرد کامل . ۲- با ارج ارزنده . ۳- متمول صاحب اعتبار : برای خود پیاپی شد .
دانشنامه عمومی
پیا در گویش لری و کردی به معنی مرد است
«پیا» به معنی شوهر یا مرد در زبان لکی است
گویش مازنی
پشت سر پی
۱پنهان ۲از پشت
/peaa/ پنهان - از پشت
/peyaa/ پشت سر پی
( پی آ ) /pi aa/ دو چوب محکم که دنگه مرزه بر روی آن قرار گیرد(در آسیاب آبی و پایی) - پشت – از پشت ۳نسل بعد
( پی آ ) /pi aa/ دو چوب محکم که دنگه مرزه بر روی آن قرار گیرد(در آسیاب آبی و پایی) - پشت – از پشت ۳نسل بعد
