معانی کلمه : پی پرکرده
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. کره اسب یا کره الاغ قوی شده.
۲. مرد توانا و کارآزموده.
۲. مرد توانا و کارآزموده.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- کره اسب و خر قوی شده . ۲- زیرک و مجرب کار آزموده گرم و سرد روزگار چشیده : طالب دنیا عجی نا مرد پی پر کرده است داده دایم پشت بر دنیا که دنیا رو کند. ( فر. نظام . لغ. )
