کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پی-و-پخش | کلماتور
معانی کلمه : پی و پخش
تلفظ بین المللی :
/pˈej vˈa pˈaxʃ/
تلفظ :
[p'ej v'a p'axS]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پی و پی تر
پی و تاو
پی و پا درست
پی و پاچین
پی و ای جانکشن اریزونا
پر رگ و پی
تخیلات پی در پی و متغیر
رگ و پی
شیون و زاری پی در پی کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پی و پخش.[ پ َ / پ ِ ی ُ پ َ ] ( اِ مرکب ) پی و تاو. تاب و طاقت.تاب و توان :
بدین رخش ماند همی رخش اوی
ولیکن ندارد پی و پخش اوی.
فردوسی ( شاهنامه چ بروخیم ج 2 ص 498 ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) تاب و توان تاب و طاقت پاوپر : بدین رخش ماند همی رخش اوی ولیکن ندارد پی و پخش اوی . ( شا. بخ ۴۹۸ : ۲ )
کلمات مرتبط
پی و پی تر
پی و تاو
پی و پا درست
پی و پاچین
پی و ای جانکشن اریزونا
پر رگ و پی
تخیلات پی در پی و متغیر
رگ و پی
شیون و زاری پی در پی کردن
نظرات