Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پی سوز

تلفظ بین المللی : /pˈej sˈuːz/ تلفظ :‌ [p'ej s'u:z]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • سوزوکی ای پی وی
  • پی سازگاری
  • سازه پی
  • رام پیروز
  • اندرز بهزاد فرخ پیروز
  • شاه رام پیروز
  • اندرز وهزاد فرخو پیروز
  • طاق پیروزه
  • گنبد پیروزه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

پی سوز. ( نف مرکب ) سوزنده پی ( پیه ). || ( اِ مرکب ) پیه سوز.چراغی که در آن چربی ( پیه ) و فتیله بکار برند. قسمی چراغ. جنسی از شمع که در آن پیه سوزند :
عدوی تو پیوسته دلسوز باد
چو پی سوز اندر دلش سوز باد.
( از شرفنامه ).
رجوع به پیه سوز شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) پیه سوز : عدوی تو پیوسته دلسوز باد. چو پیسوز اندر دلش سوز باد. ( شرفنام. منیری . لغ. )

گویش مازنی

چراغ پیه سوز

/pi sooz/ چراغ پیه سوز

کلمات مرتبط

  • سوزوکی ای پی وی
  • پی سازگاری
  • سازه پی
  • رام پیروز
  • اندرز بهزاد فرخ پیروز
  • شاه رام پیروز
  • اندرز وهزاد فرخو پیروز
  • طاق پیروزه
  • گنبد پیروزه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات