کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پی-ریز | کلماتور
معانی کلمه : پی ریز
تلفظ بین المللی :
/pˈej rˈiz/
تلفظ :
[p'ej R'iz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پی ریز گفتن
پی ریزی
پی ریزی شدن
پی ریزی کردن
پی اس رز
پیریزی
خوان پیریز
رام پیروز
اندرز بهزاد فرخ پیروز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پی ریز. [ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) آنکه پی ریزد. آنکه بنیان نهد. آنکه اساس و بنیاد نهد. || ( ق مرکب ) در تداول عامه ، متصل. پیوسته. پیاپی. یک ریز. علی الاتصال.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه پی ریزد آنکه اساس و بنیادنهد. ۳-( صفت ) متصل پیوسته یک ریز پیاپی پی ریزگفتن .
کلمات مرتبط
پی ریز گفتن
پی ریزی
پی ریزی شدن
پی ریزی کردن
پی اس رز
پیریزی
خوان پیریز
رام پیروز
اندرز بهزاد فرخ پیروز
نظرات