پِیرنگ (plot)خط داستانی در رُمان، نمایش نامه، فیلم، یا اثر داستانی دیگر. معمولاً، ترتیب رویدادهای به هم پیوسته است. رمان نویسان، به ویژه، بارها سعی کرده اند شیوۀ داستان نویسی را که معمولاً واجد پیوستگی منطقی حوادث است (آغاز، میانه، و پایانی روشن و بی ابهام) نادیده بگیرند و انتظار خواننده را در این خصوص دگرگون سازند. جیمز جویس و ویرجینیا وُلف رمان هایی نوشتند، که به جای گفتن قصه ای، جزئیات تجربۀ شخ...
دانشنامه عمومی
پِی رنگ طرح، چهارچوب، و نظم و ترتیب منطقی حوادث در اثر ادبی یا هنری مانند داستان، نمایشنامه، و شعر است.ممکن است علاوه بر پیرنگ اصلی، یک یا چند پیرنگ فرعی نیز وجود داشته باشد.زمان طرح همیشه زمان حال استطرح همیشه به صورت سوم شخص نقل می شود.وقایع با رعایت توالیِ زمان مرتب می شود.عدم توجه به جزئیاتواژهٔ «پیرنگ» را جمال میرصادقی برای این معنی از هنر نقّاشی به وام گرفته است؛ به معنای طرحی که نقّاشان بر ...
فرهنگستان زبان و ادب
{plot} [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] ساختار و هستۀ اصلی نمایش یا فیلم نامه که ترتیب و توالی رویدادها را نشان می دهد