کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : پی جور
تلفظ بین المللی :
/pˈej dʒˈuːr/
تلفظ :
[p'ej dZ'u:R]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
پی جور شدن
پی جوری
پی جوری کردن
پی پت جورجیای جنوبی
پی پی جوراب بلند
پی پی جوراب بلنده
جورج ال پی ردکلیف
جورج پی فوستر
جورج پی مک لین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
پی جور. [ پ َ / پ ِ ] ( نف مرکب ) مصحف پی جو. ( در تداول عامیانه ، پی جو ). رجوع به پی جو شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) پی جوی
واژه نامه بختیاریکا
( ● ) ؛ کاشف؛ مخترع
کلمات مرتبط
پی جور شدن
پی جوری
پی جوری کردن
پی پت جورجیای جنوبی
پی پی جوراب بلند
پی پی جوراب بلنده
جورج ال پی ردکلیف
جورج پی فوستر
جورج پی مک لین
نظرات