معانی کلمه : پگاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. صبح زود، سحر.
۲. (قید ) هنگام سحر.
۲. (قید ) هنگام سحر.
فرهنگ معین
(پِ ) (ق مر. ) ۱ - صبح زود. ۲ - زود.
فرهنگ فارسی
سحر، صبح زود، سروقت
۱- صبح زود اول بامداد . ۲- زود مقابل دیر .
۱- صبح زود اول بامداد . ۲- زود مقابل دیر .
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
زود
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: pegāh) صبح زود ، سحر؛ (در قدیم) هنگام صبح زود .
اسم: پگاه (دختر) (فارسی) (تلفظ: pegāh) (فارسی: پگاه) (انگلیسی: pegah)
معنی: هنگام صبح زود، سپیده دم، صبح زود، سحر
معنی: هنگام صبح زود، سپیده دم، صبح زود، سحر
مترادف و متضاد
زود
بامداد، سپیدهدم، سحر، صبح، صبحدم، فجر، فلق ≠ دیر
۱. بامداد، سپیدهدم، سحر، صبح، صبحدم، فجر، فلق
۲. زود ≠ دیر
