معانی کلمه : پکر
لغت نامه دهخدا
پکر. [ پ ُ ک ِ ] (اِ) قسمی بازی ورق .
فرهنگ عمید
۱. گیج، سرگشته، حیران.
۲. اندوهناک.
۲. اندوهناک.
فرهنگ معین
(پَ کَ ) (ص . ) (عا. ) افسرده ، نومید.
فرهنگ فارسی
گیج، سرگشته، حیران، اندوهناک، گیجی
( اسم ) نوعی قمار با ورق.
گیج و متحیر از حوادث بد که پیش آمده است
( اسم ) نوعی قمار با ورق.
گیج و متحیر از حوادث بد که پیش آمده است
گویش مازنی
پوست روی زخم
/pakar/ پوست روی زخم
مترادف و متضاد
دمغ
بیحواس، حیران، سرگشته، گیج
افسرده، گرفته، مغموم، نومید
۱. بیحواس، حیران، سرگشته، گیج
۲. افسرده، گرفته، مغموم، نومید
۳. دمغ
واژه نامه بختیاریکا
کِر
