کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پژولاندن | کلماتور
معانی کلمه : پژولاندن
تلفظ بین المللی :
/pˌaʒuːlˈɑndan/
تلفظ :
[p,aZu:l'Andan]
پیمایش سریع
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پژولانیدن
پژولاننده
از نظر پوشاندن
با ابر پوشاندن
با الوار و تیر پوشاندن
با برف یا یخ پوشاندن
با تارپولین پوشاندن
با حصیر پوشاندن
با خاک پوشاندن
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
فرهنگ عمید
۱. پژمرده ساختن.
۲. افسرده کردن.
۳. رنجه کردن: گر روانم را پژولانند زود / صد در محنت بر ایشان برگشود (مولوی: ۹۸۱ ).
فرهنگ فارسی
پژمرده ساختن، افسرده کردن، رنجه کردن، رنجه کننده
( مصدر )( پژولاند پژولاندخواهد پژولاند بپژولان پژولاننده پژولانده ) متعدی پژولیدن ۱- پریشان کردن . ۲- رنجه کردن .
کلمات مرتبط
پژولانیدن
پژولاننده
از نظر پوشاندن
با ابر پوشاندن
با الوار و تیر پوشاندن
با برف یا یخ پوشاندن
با تارپولین پوشاندن
با حصیر پوشاندن
با خاک پوشاندن
نظرات