Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پچل

تلفظ بین المللی : /pˈatʃl/ تلفظ :‌ [p'atSl]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • پچلیک
  • پچلی
  • پچلا
  • پچلارووو
  • پچلاری
  • پچلتک
  • پچلنیک
  • پچلین
  • پچلینو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پچل. [ پ َ چ َ ] ( ص ) آنکه پیوسته تن و لباس ملوث دارد. || شلَخته. پِنتی. دَنس. پلشت. قَذر. || قبیح. قبیحه. هجین. مستهجن. خبیث. || چرک.

فرهنگ عمید

۱. کثیف، پلید.
۲. کسی که تن و لباس خود را همیشه چرک و کثیف نگاه دارد.

فرهنگ معین

(پِ چَ ) (ص . ) ۱ - شلخته . ۲ - کثیف ، پلید. بچل ، چپل و پچول نیز گویند.

فرهنگ فارسی

کثیف، پلید، کسی که همیشه لباس وتن خودراکثیف کند
( صفت ) ۱- شخصی را گویند که پیوسته لباس خود را ضایع کند و چرکن و ملوث گرداند . ۲- شلخته پنتی دنس پلشت قذر. ۳- قبیح مستهجن خبیث . ۴- چرک .

دانشنامه عمومی

پَچُل:کثیف

گویش مازنی

کثیف و ژنده پوش

/pachel/ کثیف و ژنده پوش

مترادف و متضاد

۱. کثیف، چرک
۲. پلشت، شلخته، قذر
۳. زشت، قبیح، مستهجن


کلمات مرتبط

  • پچلیک
  • پچلی
  • پچلا
  • پچلارووو
  • پچلاری
  • پچلتک
  • پچلنیک
  • پچلین
  • پچلینو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات