Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پوک

تلفظ بین المللی : /pˈuːk/ تلفظ :‌ [p'u:k]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • پوک جیمز
  • پوک اب سنگ
  • پوک استخوان
  • پوک دکتن
  • پوک کردن
  • پوک فن هیل
  • پوک مهرگان
  • پوک ویرجینیای غربی
  • پوک چوکوتکا
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

پوک. ( ص ) هر چیز متخلخل و سبک شده از اثر گذشتن زمان و پوسیدگی چنانکه چوبی ، یا بی مغز از میوه های خشک کرده مانندفندق و گردو و بادام و غیره ، و میان تهی چنانکه گردکانی یا پسته ای و امثال آن. کاواک. بی مغز. پود. پوده.پده. پوچ. پوش. میان کاواک. اجوف. مجوف. خالی. خالیة. میان تهی . اسرّ. ( منتهی الارب ): سر یا مغزی پوک ؛ بی مغز. بی عقل. دندانی پوک ؛ دندانی که میان آن پوسیده و ریزیده باشد، کرو. ( برهان...

فرهنگ عمید

۱. پوچ، میان تهی، بی مغز.
۲. پوده، پوسیده.
۳. (اسم ) پوشال، آتش گیره: گر برفکند گرم دم خویش به گوگرد / بی پوک ز گوگرد زبانه زند آتش (آغاجی: مجمع الفرس: پوک ).

فرهنگ معین

(ص . ) هر چیز تو خالی ، میان تهی .

دانشنامه آزاد فارسی

پوک (Puck)در اخترشناسی، قمر کوچک سیارۀ اورانوس، و یازدهمین قمر شناخته شده از سمت این سیاره. تقریباً هر هجده ساعت یک بار و در ارتفاع تقریبی ۸۶هزار کیلومتری به دور اورانوس مدار می پیماید. مدار آن دایره ای، و موازی با استوای اورانوس است. از آن جا که استوای سیارۀ اورانوس نسبت به مدار آن بر گرد خورشید مایل است، مدار پوک تقریباً بر مدار اکثر سیاره های منظومۀ خورشیدی عمود است. اندازۀ قطر پوک ۱۵۴ کیلومتر ...

فرهنگ فارسی

گنده
میان تهی، بی مغز، پوده، پوسیده، پوشال، آتشگیره
( اسم ) ۱- بادی که بجهت روشن کردن از دهن بدمند. ۲- هر چیز سبک زرد سوز مانند سوخت. پنبه که آتش از چخماق در آن افتد برای افروختن آتش آتشگیرهپودهپدهحراقه: گر بر فکنم گرد دم خویش بگو گرد بی پوک ز گو گرد زبانه زند آتش . ( منجیک )

دانشنامه عمومی

پوک (بلژیک). شهر پوک (به فرانسوی: Pecq) در شهرستان تورنه در استان انو در منطقه فدرال والوون در کشور بلژیک واقع شده است.
بلژیک
فهرست شهرهای بلژیک
wiki: پوک (بلژیک)

گویش مازنی

اخم

پتک

/pook/ پتک & اخم

گویش اصفهانی

تکیه ای: pük
طاری: pük
طامه ای: pük
طرقی: pük
کشه ای: pik
نطنزی: pük

مترادف و متضاد

پوچ، پوسیده، خالی، مجوف، میان‌تهی ≠ پر

hollow (صفت)
خشک، پوچ، تهی، مجوف، مقعر، خالی، پوک، غیر صمیمی، توخالی، میان تهی، گودافتاده، بی حقیقت

deaf (صفت)
کر، پوک، فاقد قوه شنوایی

واژه نامه بختیاریکا

آوای برخورد دو جسم
پتک
کله؛ سر پوک؛ سر و کله

کلمات مرتبط

  • پوک جیمز
  • پوک اب سنگ
  • پوک استخوان
  • پوک دکتن
  • پوک کردن
  • پوک فن هیل
  • پوک مهرگان
  • پوک ویرجینیای غربی
  • پوک چوکوتکا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات