معانی کلمه : پوپک
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
= هدهد: پوپک دیدم به حوالی سرخس / بانگک بر برده به ابر اندرا (رودکی: ۴۹۱ ).
فرهنگ معین
(پَ )(اِ. ) ۱ - هدهد، شانه سر. ۲ - دوشیزه .
فرهنگ فارسی
پوپ، پوپو، بوبک، بوبو، شانه به سر، هدهد
( اسم ) ۱- هدهد شانه سر.۲- دختر بکر دوشیزه .
( اسم ) ۱- هدهد شانه سر.۲- دختر بکر دوشیزه .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: pupak) (در قدیم) هدهد ، پوپوک.
اسم: پوپک (دختر) (فارسی) (تلفظ: pupak) (فارسی: پوپک) (انگلیسی: pupak)
معنی: هدهد، شانه سر، دوشیزه، پوپوک، پرنده ای که تاجی از پر بر سر دارد
معنی: هدهد، شانه سر، دوشیزه، پوپوک، پرنده ای که تاجی از پر بر سر دارد
مترادف و متضاد
بکر، دوشیزه
شانهبسر، هدهد
۱. شانهبسر، هدهد
۲. بکر، دوشیزه
