پوپو. ( اِ ) هُدهُد. ( اسدی ) ( دهار ). ابوالربیع. مرغ سلیمان. پوپه. پوپک. پوپش. ( برهان ). پوبش. ( زمخشری ). شانه سر. شانه سرک. شانه بسر. بودبود : خلاف نیست که شاه پرندگان باز است اگر چه تاج وطن بر چکاد پوپو کرد.اثیر اخسیکتی.وصال بلبل با گل هنوز نابوده بخیره شور برآورده شانه سر، پوپو.|| ( اِ صوت ) حکایت صوت هدهد. آواز هدهد را نیز گفته اند، چنانکه آواز فاخته را کوکو خوانند. ( برهان )....