کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پولک-پولک-کردن | کلماتور
معنی کلمه : پولک پولک کردن
تلفظ بین المللی :
/pˈuːlak pˈuːlak kˈardan/
تلفظ :
[p'u:lak p'u:lak k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
با پولک مزین کردن
با پول مصالحه کردن
به پول نقد تبدیل کردن
برای پول خود را پست کردن
پولی را مجددا تسعیر کردن
تهیه پول کردن
تصفیه حساب معاملات مقابل بدون رد و بدل کردن پول
سکه یک پول سیاه کردن
کسی را سکه ی یک پول کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
imbricate
(فعل)
پولک پولک کردن، مثل فلس ماهی روی هم چیدن، نیمه نیمه روی هم گذاشتن
کلمات مرتبط
با پولک مزین کردن
با پول مصالحه کردن
به پول نقد تبدیل کردن
برای پول خود را پست کردن
پولی را مجددا تسعیر کردن
تهیه پول کردن
تصفیه حساب معاملات مقابل بدون رد و بدل کردن پول
سکه یک پول سیاه کردن
کسی را سکه ی یک پول کردن
نظرات