معانی کلمه : پولدار
لغت نامه دهخدا
پولدار. ( نف مرکب ) که پول دارد. غنی. توانگر. ثروتمند.
فرهنگ عمید
آن که پول بسیار دارد، ثروتمند.
فرهنگ معین
(ص مر. ) ثروتمند، غنی ، توانگر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) آنکه پول بسیار داردغنیتوانگر.
مترادف و متضاد
خرپول
توانگر، دولتمند، غنی، متمول ≠ بیپول، فقیر
۱. توانگر، دولتمند، غنی، متمول
۲. خرپول ≠ بیپول، فقیر
