Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پولدار

تلفظ بین المللی : /pˈuːldɑr/ تلفظ :‌ [p'u:ldAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • ادم با نفوذ و پولدار
  • پدر پولدار پدر بی پول
  • ترفند زود پولدار شو
  • تظاهر به پولداری
  • جنس ارزان را پولدارها می خرند
  • پولداری
  • پولدارک
  • پولارسکوپ
  • پولاروگرافی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

پولدار. ( نف مرکب ) که پول دارد. غنی. توانگر. ثروتمند.

فرهنگ عمید

آن که پول بسیار دارد، ثروتمند.

فرهنگ معین

(ص مر. ) ثروتمند، غنی ، توانگر.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پول بسیار داردغنیتوانگر.

مترادف و متضاد

خرپول

توانگر، دولتمند، غنی، متمول ≠ بی‌پول، فقیر

۱. توانگر، دولتمند، غنی، متمول
۲. خرپول ≠ بیپول، فقیر

nabob (اسم)نایب السلطنه، پولدار، نوابplutocrat (اسم)پولدارwealthy (صفت)دولتمند، دارا، چیز دار، بانوا، پولدار، غنی، توانگر، ثروتمندloaded (صفت)پر، مست، مملو، بار شده، پربار، دارای پول زیاد، پولدارwell-fixed (صفت)دارا، پولدار، ثروتمند، خوب تثبیت شدهwell-heeled (صفت)دارا، پول...

کلمات مرتبط

  • ادم با نفوذ و پولدار
  • پدر پولدار پدر بی پول
  • ترفند زود پولدار شو
  • تظاهر به پولداری
  • جنس ارزان را پولدارها می خرند
  • پولداری
  • پولدارک
  • پولارسکوپ
  • پولاروگرافی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات