معانی کلمه : پوشش موضعی متناهی
فرهنگ فارسی
پوششی از یک فضای توپولوژیکی بهطوریکه هر نقطۀ فضا یک همسایگی دارد که فقط تعداد متناهی از عنصرهای آن پوشش را قطع میکند
فرهنگستان زبان و ادب
{locally finite covering} [ریاضی] پوششی از یک فضای توپولوژیکی به طوری که هر نقطۀ فضا یک همسایگی دارد که فقط تعداد متناهی از عنصرهای آن پوشش را قطع می کند
