معانی کلمه : پوست کلفت
لغت نامه دهخدا
پوست کلفت. [ ک ُ ل ُ ] ( ص مرکب ) که پوست ستبر دارد چون هندوانه. || مقاوم در سختیها و مصائب. که تحمل مشقات تواند. || که بسی گرانجان است. گران جان. سخت جان.
فرهنگ عمید
۱. آنچه پوست ستبر دارد.
۲. [مجاز] کسی که از سختی و مشقت یا تنبیه و ملامت آزرده و متٲثر نشود.
۲. [مجاز] کسی که از سختی و مشقت یا تنبیه و ملامت آزرده و متٲثر نشود.
فرهنگ معین
(کُ لُ ) (ص مر. ) ۱ - کنایه از: آدم بی غیرت . ۲ - کسی که در سختی ها تحملش زیاد است .
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- آنکه پوست ستبر دارد مانند هندوانه . ۲- آنکه در سختیها و مشقات مقاومت کند. ۳- آنکه گرانجانست سخت جان .
مترادف و متضاد
thick-skinned (صفت)
بی احساس، پوست کلفت
impassive (صفت)
بی عاطفه، بی حس، پوست کلفت، تالم ناپذیر
pachydermatous (صفت)
پوست کلفت
