کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : پوست چیزی را کندن
تلفظ بین المللی :
/pˈuːst tʃˈizi rɑ kˈandan/
تلفظ :
[p'u:st tS'izi RA k'andan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پوسته بیرونی هر چیزی
پوسته سخت هر چیزی
پولک پوست چینی
چیز پست و بی ارزش
پوست
پوست اندازی
پوست درخت
پوست سر
پوست سرکندن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
excoriate
(فعل)
تراشیدن، پوست کندن از، پوست چیزی را کندن
کلمات مرتبط
پوسته بیرونی هر چیزی
پوسته سخت هر چیزی
پولک پوست چینی
چیز پست و بی ارزش
پوست
پوست اندازی
پوست درخت
پوست سر
پوست سرکندن
نظرات