کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پوست-پیرایی | کلماتور
معانی کلمه : پوست پیرایی
تلفظ بین المللی :
/pˈuːst pirˈɑiː/
تلفظ :
[p'u:st piR'Ai:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پوست پیرای
پوست
پوست اندازی
پوست درخت
پوست سر
پوست سرکندن
پوست ارا
پوست ارایی
پوست انداختن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پوست پیرائی. ( حامص مرکب ) حرفه و عمل پوست پیرا. دباغت. ( تاج المصادر ). دباغی. آش گری. دبغ. ( دهار ). دباغ. ( دهار ) ( منتهی الارب ). || چرم گری. || ( اِ مرکب ) آنجا که پوست پیرایند. مدبغة. دباغخانه.
فرهنگ عمید
شغل و عمل پوست پیرا، دباغی، آشگری.
فرهنگ فارسی
عمل و حرف. پوست پیرای ۱- دباغی آشری چرمگری . ۲- پوستین دوزی . ۳- ( اسم ) آنجا که پوست پیراینددباغخانه.
کلمات مرتبط
پوست پیرای
پوست
پوست اندازی
پوست درخت
پوست سر
پوست سرکندن
پوست ارا
پوست ارایی
پوست انداختن
نظرات