کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پوست-و-استخوان | کلماتور
معانی کلمه : پوست و استخوان
تلفظ بین المللی :
/pˈuːst vˈa ostˈoxɑn/
تلفظ :
[p'u:st v'a ost'oxAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
پوست و استخوان شدن
نفوذ سرما در پوست و استخوان
پوست و استخون
استخوان پوست
پوسته استخوانی
استان پورتو د مهیونس
پوست و مو
پوست و عذاب خدا
صاف و پوست کنده
لغت نامه دهخدا
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
پوست و استخوان شدن. [ ت ُ اُ ت ُ خوا / خا ش ُ دَ ] ( مص مرکب )سخت لاغر و نزار شدن. سخت نزار و نحیف و مهزول شدن. || یک پوست و استخوان شدن ، سخت لاغر شدن.
مترادف و متضاد
skinny
(صفت)
لاغر، پوستی، پوست واستخوان
کلمات مرتبط
پوست و استخوان شدن
نفوذ سرما در پوست و استخوان
پوست و استخون
استخوان پوست
پوسته استخوانی
استان پورتو د مهیونس
پوست و مو
پوست و عذاب خدا
صاف و پوست کنده
نظرات