معانی کلمه : پوست ماند
فرهنگ فارسی
پوستی که از گِردهبینه جدا شده و معمولاً موادی مانند شن و سنگریزه در داخل آن فرورفته است
فرهنگستان زبان و ادب
{bark residue} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] پوستی که از گِرده بینه جدا شده و معمولاً موادی مانند شن و سنگ ریزه در داخل آن فرورفته است
