کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پوست-بیرونی | کلماتور
معانی کلمه : پوست بیرونی
تلفظ بین المللی :
/pˈuːst birˈuːni/
تلفظ :
[p'u:st biR'u:ni]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
کلمات مرتبط
پوست برونی
پوسته بیرونی هر چیزی
بیرون پوست
پوست بیرون کرد
پوست بیرون کردن
پوست
پوست اندازی
پوست درخت
پوست سر
فرهنگ فارسی
فرهنگستان زبان و ادب
فرهنگ فارسی
بافتی چوبپنبهای که از پوست درونی جدا شده است
فرهنگستان زبان و ادب
{outer bark, rhytidome} [زیست شناسی- علوم گیاهی، مهندسی منابع طبیعی - علوم جنگل و محیط زیست] بافتی چوب پنبه ای که از پوست درونی جدا شده است
کلمات مرتبط
پوست برونی
پوسته بیرونی هر چیزی
بیرون پوست
پوست بیرون کرد
پوست بیرون کردن
پوست
پوست اندازی
پوست درخت
پوست سر
نظرات