معانی کلمه : پهلوران سینه
فرهنگ فارسی
پروانهای در نزدیکی سینۀ شناور، در هر پهلو، برای رانش عرضی شناور در هنگام پهلوگیری
فرهنگستان زبان و ادب
{bow thruster,transverse propulsion unit} [حمل ونقل دریایی] پروانه ای در نزدیکی سینۀ شناور، در هر پهلو، برای رانش عرضی شناور در هنگام پهلوگیری
