Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : په په

تلفظ بین المللی : /pˈeː pˈeː/ تلفظ :‌ [p'e: p'e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • په په گی
  • په په شه
  • زی په تاس
  • زی په تیه
  • لی په
  • له و په شدن
  • له و په کردن
  • په ا
  • په
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

په په . [ پ َ پ َ / پ ِ ] (ص ) پپه . پخمه . گول . چلمن . سلیم . پفیوز. آبدندان . ساده . ساده دل . چلمه . صاف و ساده . رجوع به پپه شود.

په په . [ پ ِ پ ِ ] (اِخ ) (فلورستان ) سرتیپ ایتالیائی ، متولد در «سکیلاس » (1780 - 1851 م .). || برادرش ، گیوم وطن پرست و سرتیپ (1782 - 1855 م .). این دو برادر در حکومت آزادی خواه ...

فرهنگ فارسی

پخمه ساده دل صاف و ساده

گویش مازنی

پا به پا – لنگه به لنگه پوشیدن کفش یا جوراب

/pe pe/ پا به پا – لنگه به لنگه پوشیدن کفش یا جوراب

کلمات مرتبط

  • په په گی
  • په په شه
  • زی په تاس
  • زی په تیه
  • لی په
  • له و په شدن
  • له و په کردن
  • په ا
  • په
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات