معانی کلمه : پنگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
پنگان#NAME?
۱. خوشۀ خرما.
۲. خوشۀ خرما که خرماهای آن را کنده یا خورده باشند؛ لنج.
۱. خوشۀ خرما.
۲. خوشۀ خرما که خرماهای آن را کنده یا خورده باشند، لنج.
= پنگان
۲. خوشۀ خرما که خرماهای آن را کنده یا خورده باشند، لنج.
= پنگان
فرهنگ معین
(پَ ) (اِ. ) خوشة خرما که خرماهای آن را گرفته باشند.
فرهنگ فارسی
( اسم ) وجب وژه شبر .
کاسه مسین یا روئین پیمودن آب روان را که ته آن سوراخ تنگی کنند و در آب گذارند چون پر گردد یک پنگ شود
کاسه مسین یا روئین پیمودن آب روان را که ته آن سوراخ تنگی کنند و در آب گذارند چون پر گردد یک پنگ شود
دانشنامه عمومی
واژه نامه بختیاریکا
پنجه؛ قطعه؛ تکه
( پِنگ ) چنگ؛ چنگال
( پِنگ ) چنگ؛ چنگال
