معانی کلمه : پنج نوبت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پنج باری که در طول شبانهروز بر در سرای پادشاهان کوس، دهل، یا نقاره مینواختند. Δ گویند در زمان اسکندر در شبانهروز سه نوبت میزدند و در زمان سنجر پنج نوبت شد.
۲. پنجوقت نماز؛ اوقات نمازهای پنجگانه.
〈 پنجنوبت زدن: (مصدر لازم) [قدیمی، مجاز] اظهار شکوه، جلال، و عظمت کردن: ◻︎ از عصا، ماری و از اُستن، حنین / پنجنوبت میزنند از بهر دین (مولوی: ۱۲۱).
فرهنگ معین
(پَ. نُ بَ ) [ فا - ع . ] (اِمر. ) ۱ - پنج بار نواختن کوس یا دهل و نقاره در مدت شبانه روز بر در سرای سلاطین . ۲ - پنج وقت نماز.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱- نوبت پنج وقت که بر در پادشاهان زنند و این از عهد سلطان سنجر مقرر شده است و پیش از آن سه نوبت میزدند و بعد از آن هفت نوبت پنج وقت نقاره باشد که در شبان روز بر در سرای سلاطین می نواختند. ۲- پنج چیزی که مینوازند چون دهل و دمامه طنبک و نای و طاس . ۳- پنج آلت اعلام جنگ که دهل و دمامه و طبل و سنج ودف باشد . ۴- اوقات نماز پنجگانه پنج وقت نماز .
