معانی کلمه : پنت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
ناحیهای در آسیای صغیرکه داریوش اول آنرا متصرف شد و آن بعدها ضمیمه ممالک اسکندرگردید . مهرداد کبیر آنرا مستقل کرد و حکومتی در آنجا تشکیل داد.
( اسم ) نشستگاه مقعد دبر.
نام ولایت شمالی آسیای صغیر
( اسم ) نشستگاه مقعد دبر.
نام ولایت شمالی آسیای صغیر
