معانی کلمه : پناه بردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
( مصدر ) پناهیدن یا بکسی یا چیزی پناه بردن . پناه گرفتن بوی التجا ملتجی شدن .
مترادف و متضاد
harbor (فعل)
لنگر انداختن، پناه دادن، پناه بردن
harbour (فعل)
لنگر انداختن، پناه بردن
refuge (فعل)
پناه دادن، پناه بردن
