معانی کلمه : پلیس مخفی
لغت نامه دهخدا
پلیس مخفی. [ پ ُم َ ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) کارآگاه. ( از لغات فرهنگستان ). عسس و محتسبی که لباس خاص ندارد تا شناخته نشود. و پلاکی که در بغل دارد گاه ِ ضرورت ارائه کند.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
کار آگاه
