معانی کلمه : پلی
لغت نامه دهخدا
پلی. [ پ ُ ] ( اِخ ) نام قصبه ای است واقع در جنوب هندوستان در قضای کداپه از ایالت مدرس در ساحل نهر چیر که تابع رود پز میباشد، دارای 16950 سکنه که بعض آنان مسلمانند. ( قاموس الاعلام ترکی در کلمه پولی ).
فرهنگ فارسی
قصبه ایست واقع در جنوب هندوستان
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱برگرداندن – جنب – کنار – پشت و رو ۲بغل – پهلو
۱پهلو – پهلوی انسان و حیوان –جنب – کنار ۲برگرداندن – پشت ...
/pali/ پهلو – پهلوی انسان و حیوان –جنب – کنار - برگرداندن – پشت و رو کردن & برگرداندن – جنب – کنار – پشت و رو - بغل – پهلو
واژه نامه بختیاریکا
( پلی * ) برآمدگی استخوان پشت گوش
( پِلی ) پیراسته؛ پاک پلی
( پِلی ) پیراسته؛ پاک پلی
