معانی کلمه : پلاشان
لغت نامه دهخدا
پلاشان . [ پ َ ] (اِخ ) نام پهلوان تورانی که در بعض مآخذ بلاشان نیزآمده است . رجوع به فرهنگ شاهنامه تألیف ولف شود.
فرهنگ فارسی
نام پهلوان تورانی که در بعضی ماخذ (( بلاشان ) ) نیز آمده است .
سیزدهمین پادشاه از اشکانیان
سیزدهمین پادشاه از اشکانیان
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: پلاشان (پسر) (فارسی)
معنی: بلاشان، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی از پهلوانان افراسیاب، همزمان با کیخسرو پادشاه کیانی
معنی: بلاشان، از شخصیتهای شاهنامه، نام دلاوری تورانی از پهلوانان افراسیاب، همزمان با کیخسرو پادشاه کیانی
