معانی کلمه : پلاسی
لغت نامه دهخدا
پلاسی. [ پْلا/ پ ِ ] ( اِخ ) نام قصبه ای است در ایالت کلکته هندوستان در 84 هزارگزی جنوبی مرشدآباد. عساکر انگلیس در سال 1757 م. نواب بنکاله را در این قصبه مغلوب ساختند. ( قاموس الاعلام ترکی ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
نام قصبه ایست در ایالت کلکته هندوستان
ابری شبیه به تکههای ژنده که گاهی لایۀ پیوستهای تشکیل میدهد و زیر ابر دیگری قرار میگیرد یا بدان متصل میشود؛ این ابر فرعی اکثراًًً همراه با فرازپوشنی و باراپوشنی و کومهایبارا میآید
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{pannus} [علوم جَوّ] ابری شبیه به تکه های ژنده که گاهی لایۀ پیوسته ای تشکیل می دهد و زیر ابر دیگری قرار می گیرد یا بدان متصل می شود؛ این ابر فرعی اکثراًًً همراه با فرازپوشنی و باراپوشنی و کومه ای بارا می آید
