معانی کلمه : پلاتین
لغت نامه دهخدا
پلاتین. [ پْلا / پ ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) زر سفید. طلای سفید. رجوع به پلاطین شود.
فرهنگ عمید
عنصر فلزی نقره ای رنگ، قابل تورق و مفتول شدن که در صنایع شیمیایی و الکتریکی، جواهرسازی، شکسته بندی، و دندان پزشکی کاربرد دارد، طلای سفید.
فرهنگ معین
(پِ ) [ فر. ] (اِ. ) طلای سفید.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
طلای سفید ( طلا )
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
platinum (اسم)
پلاتین، پلاتین یا طلای سفید
