معانی کلمه : پشمین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
پارچه یا جامه ای که از پشم بافته باشند، پشمی، پشم دار.
فرهنگ معین
(پَ ) (ص نسب . ) نک پشمینه .
فرهنگ فارسی
ویژگی نوعی کرکپوش پوشیده از کرکهای بلند و درهمتنیده
منسوب به پشم، پارچه یاجامه که ازپشم بافته شده است
( صفت ) هر جامعه که از پشم کنند جام. پشمین از پشم ساخته شده .
( صفت ) هر جامعه که از پشم کنند جام. پشمین از پشم ساخته شده .
فرهنگستان زبان و ادب
{lanate, wooly} [زیست شناسی- علوم گیاهی] ویژگی نوعی کرک پوش پوشیده از کرک های بلند و درهم تنیده
