معانی کلمه : پشتوان
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پشتیبان، پشت وپناه.
۲. تکیه گاه.
۲. تکیه گاه.
فرهنگ معین
(پُ ) (ص مر. ) نک پشتیبان .
فرهنگ فارسی
پشتیوان، پشتیبان، پشت وپناه، تکیه گاه
۱- ( اسم ) هر بنایی که برای استحکام بنای دیگر بدو پیوندد شمع شمعک پشتییبان پشتیوان . ۲- چوبی که پشت در افکنند تا باز نشود . ۲- تکیه گاه . ۴- ( صفت ) معین یاور مددکار حامی .
۱- ( اسم ) هر بنایی که برای استحکام بنای دیگر بدو پیوندد شمع شمعک پشتییبان پشتیوان . ۲- چوبی که پشت در افکنند تا باز نشود . ۲- تکیه گاه . ۴- ( صفت ) معین یاور مددکار حامی .
دانشنامه عمومی
به معنی ستون (پشتیبانی)
