معانی کلمه : پسنده
لغت نامه دهخدا
پسنده . [ پ َ س َ دِ ] (اِخ ) نام یکی از دیه های تنکابن مازندران . (مازندران و استرآباد رابینو ص 106) .
فرهنگ عمید
پسندیده: آن چیست ز کردار پسنده که تو را نیست / آن چیست ز نیکویی و خوبی که نداری (فرخی: ۳۷۶ حاشیه ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- پذیرفته مقبول . ۲- خوب نیکو . ۳- نوعی از کباب و آن قرصهای قیمه باشد که در روغن بریان کنند و گاهی بی روغن بریان کنند .
نام یکی از دیهیهای تنکابن مازندران
نام یکی از دیهیهای تنکابن مازندران
گویش مازنی
روستایی در عباس آباد که اکنون درون شهر جای دارد و سابقا شامل ...
/pasande/ روستایی در عباس آباد که اکنون درون شهر جای دارد و سابقا شامل دو آبادی پسند بالا و پسند پایین بوده است
