معانی کلمه : پسروار
لغت نامه دهخدا
پسروار. [ پ ِ س َ ] ( ص مرکب ) مانند پسر. || ( اِ مرکب ) سهم پسری ( در ارث ).
فرهنگ عمید
۱. پسرمانند، مانند پسر.
۲. (اسم ) (فقه ) آن مقدار از ارث که به پسر می رسد، سهم پسری.
۲. (اسم ) (فقه ) آن مقدار از ارث که به پسر می رسد، سهم پسری.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱- مانند پسر . ۲- سهم پسری .
داشتن خصوصیات و مشخصات ویژهای که بهطور سنتی برای یک دختر یا یک زن نامناسب است
فرهنگستان زبان و ادب
{tomboyish} [مطالعات زنان] داشتن خصوصیات و مشخصات ویژه ای که به طور سنتی برای یک دختر یا یک زن نامناسب است
