معانی کلمه : پست گردیدن
لغت نامه دهخدا
پست گردیدن. [ پ َ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) پائین آمدن. تنزل یافتن :
هستم من آن بلند که گشتم ز چرخ پست
هستم من آن عزیز که ماندم ز دهر خوار. || خراب شدن :
که گفتی جهان سر بسر گشت پست
پس آنگه یکی گفت کایوان شکست.|| با زمین هموار شدن. یکسان شدن با زمین.
هستم من آن بلند که گشتم ز چرخ پست
هستم من آن عزیز که ماندم ز دهر خوار. || خراب شدن :
که گفتی جهان سر بسر گشت پست
پس آنگه یکی گفت کایوان شکست.|| با زمین هموار شدن. یکسان شدن با زمین.
فرهنگ معین
( ~. گَ دَ ) (مص ل . ) ۱ - پایین آمدن . ۲ - فرومایه شدن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- پایین آمدن تنزل یافتن . ۲- خراب شدن . ۳- یکسان شدن با زمین هموار شدن .
