کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه پس-افکندن | کلماتور
معانی کلمه : پس افکندن
تلفظ بین المللی :
/pˈas afkˈandan/
تلفظ :
[p'as afk'andan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
پس گوش افکندن
پس پشت افکندن
پس افکنده
پس افکند
پس پشت افکنده
پسافکند
پرافکندن
پس
پِسَّ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
پس افکندن. [ پ َ اَ ک َ دَ / دِ ] ( مص مرکب ) چیزی از درآمد خود ذخیره کردن. اندوخته ساختن. ذخیره کردن. || تأخیر. بعقب انداختن. || میراث گذاشتن. ( برهان قاطع ). || پس افکندن کار را، مساوَفه.
فرهنگ معین
( ~. اَ کَ دَ ) (مص م . ) پس انداز کردن ، ذخیره کردن .
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- ذخیره کردن اندوختن . ۲- بعقب انداختن ( کاررا ) تاخیر . ۳- میراث گذاشتن .
کلمات مرتبط
پس گوش افکندن
پس پشت افکندن
پس افکنده
پس افکند
پس پشت افکنده
پسافکند
پرافکندن
پس
پِسَّ
نظرات