معانی کلمه : پرین
لغت نامه دهخدا
پرین . [ ] (اِخ ) (ده ...) قریه ای بر شش فرسخ و نیم شمال فهلیان است .
پرین . [ پْری ُ / پ ِ ی ُ ] (فرانسوی ، اِ) جنسی از طیور پالمی پد از خانواده ٔ پوفی نیده که در دریای جنوبی منتشرند.
فرهنگ فارسی
قریه برشش فرسخ و نیم شمال فهلیان
دانشنامه عمومی
پرین (دهانه). پرین (دهانه) یک دهانه برخوردی در ماه است.
این دهانه ۵ دهانه اقماری دارد.
این دهانه ۵ دهانه اقماری دارد.
wiki: پرین (دهانه)
فرهنگ اسم ها
اسم: پرین (دختر) (فارسی) (تلفظ: parin) (فارسی: پَرین) (انگلیسی: parin)
معنی: نرم و لطیف چون پر، ( پَر، ین ( پسوند نسبت ) )، منسوب به پَر، ( به مجاز ) نرم و لطیف، نام بانوی دانشمند ایرانی، دختر گبادشاه که یک نسخه از اوستا را به زبان پهلوی برای دستوران و موبدان هندی رونویسی کرد
معنی: نرم و لطیف چون پر، ( پَر، ین ( پسوند نسبت ) )، منسوب به پَر، ( به مجاز ) نرم و لطیف، نام بانوی دانشمند ایرانی، دختر گبادشاه که یک نسخه از اوستا را به زبان پهلوی برای دستوران و موبدان هندی رونویسی کرد
