Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پری زده

تلفظ بین المللی : /pˈari zˈadeː/ تلفظ :‌ [p'aRi z'ade:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • پری زاده
  • پی زده
  • پر و بال زده
  • پیری زاده محمد
  • پریزده
  • پای بر چیزی زد
  • پیری زاده
  • پاناسونیک لومیکس جی ایکس واریو پی زد 14 42میلی متر
  • پی ال زد 106
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

پری زده. [ پ َ زَ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مصروع. جن زده. مجنون. مسفوع. شَبزَق :
بمن نمای رخ و اندکی بمن ده دل
که با پری زده دارند اندکی آهن.
سوزنی.
بتی پری رخ و آهن دلی و بی رخ تو
چنین پریزده کردار و شیفته است شمن.
سوزنی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱- جن زده مصروع مجنون . ۲- کاهن . جمع : پری زدگان .

کلمات مرتبط

  • پری زاده
  • پی زده
  • پر و بال زده
  • پیری زاده محمد
  • پریزده
  • پای بر چیزی زد
  • پیری زاده
  • پاناسونیک لومیکس جی ایکس واریو پی زد 14 42میلی متر
  • پی ال زد 106
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات