Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : پری

تلفظ بین المللی : /pˈari/ تلفظ :‌ [p'aRi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی
  • پری اقابابوف
  • پری دریایی
  • پری رالف
  • پری شاهرخ
  • پری فرد
  • پری قلعه
  • پری متیو
  • پری هیوبرت
  • پری پت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنیفرهنگ اسم هاگویش اصفهانیمترادف و متضاددانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

پری . [ پ َ ] (اِخ ) نام کاریزی در ملایر.

پری . [ پ ِ ] (فرانسوی ، اِ) لقب و منصب پر . || اقطاع و تیولی که متعلق به مقام پر بود. || مقام اعضاء مجلس لردها در انگلستان معاصر. || مقام اعضاء مجلس عالی فرانسه از 1815 تا 1848 م .

پری . [ ...

فرهنگ عمید

پاداش؛ جایزه.

۱. دو روز پیش؛ پریروز: ◻︎ مرد امروزی هم از امروز گوی / از پری و دی و فردا دَم مزن (محمدشیرین مغربی: لغت‌نامه: پری).
۲. دو شب پیش؛ پریشب.

۱. موجود افسانه‌ای و اساطیری نظیر جن به‌صورت زنی بسیارزیبا که مانند فرشته بال دارد و پرواز می‌کند و در زیبایی نقیض دیو است.
۲. [مجاز] زن زیبا.
۳. [قدیمی] جن.

پاداش، جایزه.۱. دو روز پیش، پریروز: مرد امروزی هم از امروز...

فرهنگ معین

(پَ) (اِ.) 1 - مؤنث جن ، که به صورت زنی زیبا تصور می شود. 2 - نوعی پارچة بسیار لطیف .

(پَ) (ق .) مخفف پریر، بر سر واژه های شب و روز می آید و معنای دو شب پیش یا دو روز پیش را می دهد.

(پَ ) (اِ. ) ۱ - مؤنث جن ، که به صورت زنی زیبا تصور می شود. ۲ - نوعی پارچة بسیار لطیف . (پَ ) (ق . ) مخفف پریر، بر سر واژه های شب و روز می آید و معنای دو شب پیش یا دو روز پیش را می دهد....

دانشنامه آزاد فارسی

پَریپَری(در اوستا: پئیری) زنی افسانه ای، زیبارو و لطیف تن که در برخی صُور اساطیری از نوع جنّ شمرده شده و در برخی دیگر، در شمارِ فرشتگان بالدار آمده است. در اوستا از پریان، که موجوداتی از عالم نامرئی اند و زیبایی شان آدمی را می فریبد، چونان جنسِ مؤنثِ «جادو» یاد رفته است. پریانِ اوستایی در سپاه اهریمن بر ضد سپاه اهورا می جنگند و در هیئت ستاره های دنباله دار به رزم می کوشند تشتر را از بارندگی بر زمی...

فرهنگ فارسی

محبوبه دوک دو بوربن وزیر لوئی پانزدهم ( و. پاریس ۱۶۹۸ - ف. ۱۷۲۷ م . )
( اسم ) در اول ( پریروز ) ( پریدوش ) و ( پریشب ) آید بهمان معانی .
لقب و منصب پر

دانشنامه عمومی

پَری از موجودات خیالی و افسانه ای فرهنگ عامه و خرافات مردم است. نام سرزمین پریان در آثار اسطوره ای، پریستان در کوه قاف (آسیای مقدم) است. در آغاز هزارهٔ یکم پ. م. بخشی از اینجا موطن اسکیت های اشکودا بود.نیمففریپریستانپری در اوستا موجودی اهریمنی است (همانند فری) که مردم را می فریبد، اما در فرهنگ ایرانیان پس از اسلام، پریان موجوات خوب و دوست داشتنی هستند که مردم نیکوکار و خوش نیت را دوست دارند و آن ه...

نقل قول

پری (به انگلیسی: Fairy) موجودی کوچک، تخیلی و انسان نماست.• نشانه شناسی:پری صاحب جادو، نماد قدرت های خارق العادهٔ روح و یا ظرفیت های طرارانهٔ تخیل است. پری می تواند تغییر شکل دهد و در یک آن بالاترین آرزوها را به ثمر برسناد یا تغییر دهد. شاید پری نشانهٔ قدرت های انسان در ساختن ذهنیِ برنامه هایی است که نتوانسته عیناً به تحقق برساند.» -> ژان شوالیهwikiquote: پری پری (فیلم). پری فیلمی به کارگردانی و ف...

گویش مازنی

۱پری – موجود خیالی و افسانه ای ۲نامی است برای گاو ۳پریروز ...

/pari/ پری – موجود خیالی و افسانه ای - نامی است برای گاو ۳پریروز ۴زن زیباروی

فرهنگ اسم ها

(تلفظ: pari) (فرهنگ عوام) موجودی لطیف و بسیار زیبا و نیکوکار و نامرئی که گاه خود را نشان دهد و با جمالش انسان را فریفته‌ی خود می‌کند ؛ (به مجاز) زیبارو و دارای اندام ظریف.

اسم: پری (دختر) (فارسی) (تاریخی و کهن) (تلفظ: pari) (فارسی: پري) (انگلیسی: pari) معنی: موجودی لطیف و بسیار زیبا و نیکوکار، زن زیبارو، فرشته، ( فرهنگ عوام ) موجودی لطیف و بسیار زیبا و نیکوکار و نامرئی که گاه خود را نشان ده...

گویش اصفهانی

تکیه ای: pari
طاری: pari
طامه ای: pari
طرقی: peri
کشه ای: pari
نطنزی: pari

مترادف و متضاد

کثرت

حور، حوری

اشباع، سیری

امتلا، انباشتگی، ملاء

فرشته، ملک ≠ عفریت، عفریته

۱. فرشته، ملک
۲. حور، حوری، ≠ عفریت، عفریته

۱. امتلا، انباشتگی، ملاء
۲. کثرت
۳. اشباع، سیری

full (اسم)پری، فولrepletion (اسم)انباشتگی، تکمیل، پری، پرسازیglut (اسم)پر خوری، پری، اشباع، عرضه بیش از تقاضا، زیادی خونfullness (اسم)سیری، پری، سرشاریelf (اسم)جن، پریfairy...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] پَری، موجودی وهمی ماورای طبیعی در اندیشه و باورهای مردم جامعه های کهن سنتی ایران . پری در آغاز و در دورۀ تاریخ اساطیری ایران از ایزد بانوان باوروی و زایش بود که در دین مزدیستا جنبه اهریمنی گرفت و به صورت موجودی فریبکارِ ناخجسته درآمد. از آن پس، رفته رفته در فرهنگ و ادب فارسی دوباره نقش نیک و منش بهی خود را بازیافت.فرهنگ های فارسی پری را همچون جن و ماده جن خوبرو و از فرشتگان بالدار، از ج...

کلمات مرتبط

  • پری اقابابوف
  • پری دریایی
  • پری رالف
  • پری شاهرخ
  • پری فرد
  • پری قلعه
  • پری متیو
  • پری هیوبرت
  • پری پت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات