معانی کلمه : پرگنه
لغت نامه دهخدا
برین بر شدن بنده را دستگیر
مر این پرگنه را تو کن دلپذیر.
فرهنگ عمید
پرگناه#NAME?
ترکیبی از داروهای خوشبو.
۱. ناحیه.
۲. ایالت؛ استان.
۳. قسمتی از کشور.
۱. ناحیه.
۲. ایالت، استان.
۳. قسمتی از کشور.
= پرگناه
ترکیبی از داروهای خوش بو.
۲. ایالت، استان.
۳. قسمتی از کشور.
= پرگناه
ترکیبی از داروهای خوش بو.
فرهنگ معین
(پَ گَ نَ یا نِ ) (اِ. ) زمینی را گویند که از آن مال و خراج بستانند.
فرهنگ فارسی
بلوک، ناحیه، ایالت، استان، قسمتی ازکشور
( اسم ) مرکبی باشد از عطریات و بویهای خوش و آنرا در هندوستان ارگجه گویند و بعربی ذریره خوانند .
نوعی از طیور خواننده
( اسم ) مرکبی باشد از عطریات و بویهای خوش و آنرا در هندوستان ارگجه گویند و بعربی ذریره خوانند .
نوعی از طیور خواننده
دانشنامه عمومی
فرهنگستان زبان و ادب
{colony} [زیست شناسی-میکرب شناسی] تعدادی یاخته یا اندامگان از یک گونۀ مشخص که به صورت اجتماع یا گروه معین و مجزا رشد می کنند
