معانی کلمه : پرگست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
پناه بر خدا، حاشا، معاذاللّه، هرگز: رودکی استاد شاعران جهان بود / صدیک از او تویی کسائی؟ پرگست (کسائی: ۴۹ ).
فرهنگ معین
(پَ گَ ) (ق . )=پرگس : هرگز، مبادا، دور باد.
فرهنگ فارسی
۱- هرگز . مبادا . حاشا . معاذالله . پرگس . : (بهمت چون فلک عالی بصورت همچو مه رخشا فلک چون او بود ? پر گست . مه چون او (قطران ) یا پر گست باد . دور باد . : ( سخنها که گفتی تو پر گست باد . دل و جان از آن بد کنش پست باد . ) ( فردوسی )
