معانی کلمه : پروتست
فرهنگ عمید
۱. اعتراض.
۲. پرخاش.
۳. (بانکداری ) اعتراض نسبت به نکول برات یا تٲخیر پرداخت وجه سفته و برات، واخواست.
۲. پرخاش.
۳. (بانکداری ) اعتراض نسبت به نکول برات یا تٲخیر پرداخت وجه سفته و برات، واخواست.
فرهنگ فارسی
اعتراض، پرخا ، دراصطلاح بانک، واخواست اعتراض، نسبت به نکول برات یاتاخیرپرداخت وجه سفته وبرات
مترادف و متضاد
protest (اسم)
اعتراض، شکایت، پروتست، واخواست رسمی
