معانی کلمه : پروازی
لغت نامه دهخدا
پروازی. [ پ َرْ ] ( حامص ) مانند مزیدی مؤخر در کلمه مرکبه بلندپروازی آمده و آنرا چون اسم مصدری ساخته است.
فرهنگ فارسی
مانند مزیدی موخر در کلمه مرکبه بلند پروازی آمده و آنرا چون اسم مصدری ساخته است
مترادف و متضاد
volar (صفت)
کفی، پروازی، وابسته به کف دست یا کف پا
