پرهیاهو. [ پ ُ هََ یا ] ( ص مرکب ) پرآوا. پر داد و قال. پرآواز. پر قال و قیل.
فرهنگ عمید
۱. جایی که در آن سروصدا بسیار باشد. ۲. کسی که جاروجنجال بسیار کند.
مترادف و متضاد
پرازدحام، پرسروصدا، جنجال، شلوغ ≠ آرام، ساکت
loud (صفت)رسا، با صدای بلند، بلند، پر سر و صدا، گوش خراش، زرق و برق دار، پر صدا، بلند اوا، پراواز، پر جلوه، پر هیاهوrackety (صفت)عیاش، خوش گذران، پر هیاهوobstreperous (صفت)دعوایی، پر سر و صدا، لجوج، پر هیاهو، غوغاییnoisy (صفت)پر سر و صدا، شلوغ، پر صدا، پر اشوب، پر هیاهو، پرجنجال، پر همهمهrampageous (صفت)پر هیاهو، خودسر و خروشان...