معانی کلمه : پره دار
لغت نامه دهخدا
پره دار. [ پ َ رَ / رِ / پ َرْ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) دارنده پره و دندانه. || جنسی از قفل که صاحب انواعی است ، مقابل پیچ.
فرهنگ فارسی
( اسم ) جنسی از قفل که صاحب انواعی است مقابل پیچ دار .
جفتی از قفل که صاحب انواعی است مقابل پیچ
جفتی از قفل که صاحب انواعی است مقابل پیچ
