معانی کلمه : پرنیا
دانشنامه عمومی
اصل و نسب دار؛ اصیل.
پرده نقاشی - حریر - دیبای منقش
نوعي پارچه از جنس اطلس ، مانند پر سبك
فرهنگ اسم ها
زیبا. اصیل. گرانبها.
(تلفظ: parniyā) (= پرنیان) ، پرنیان .
اسم: پرنیا (دختر) (فارسی) (طبیعت) (تلفظ: parniyā) (فارسی: پَرنيا) (انگلیسی: parniya)
معنی: نوعی دیبای منقش، حریر، پرده نقاشی، تابلو، نوعی انگور، پرنیان، ( = پرنیان )، فرنیا
معنی: نوعی دیبای منقش، حریر، پرده نقاشی، تابلو، نوعی انگور، پرنیان، ( = پرنیان )، فرنیا
